زندگی در پیش رو

سلامقلب...ما باز هم در کش و قوس امتحانات میان ترم هستیمخنثی...دو هفته پیش از آموزش بهم گفتن که واسه جلسه نخبگانیولسوال با معاون وزیر بهداشت برم...ما هم اجباراً آخر هفته رفتیم و تو خنک ترین جلسه ی عمرمون شرکت کردیم!!!...از همه مسخره تر این بود که من جونم بالا بیاد نمی تونم تو همچین جلساتی نظر بدم!استرس...اون وسط هم از بچه های پزشکی فقط من بودم و شاگرد اول ترم ششی ها!!!...نظرمون رو کتبی دادیم به آقای معاون و صم و بکم نشستیم تا جلسه تموم شد...آخر هفته هم دیدم دیگه نمی صرفه برگردم موندم که واسه امتحان باکتری بخونم...روز جمعه هم اتاقیم پاویون تنها بود ازم خواست برم پیشش...بعد از ظهر از بیکاری حوصله امون سر رفت ، رفتیم تو حیاط بیمارستان نشستیم به خوراکی خوردن!!!زبان...این دوست ما داشت تخمه می شکوند که اتند محترم تشریف آوردن و انقد بر و بر نگاهمون کردن تا خجالت بکشیم!!!نیشخند...عصر که می خواستم برگردم یه مریض داشتن که باید اعزام می کردن بهشتی...ما هم در خواست دادیم که با آمبولانس بریم،موافقت شدمژه...به راننده آمبولانس گفتن این خانوم دکتر هم دست شما امانت!برسونیدشون خوابگاه!!!...تا بیمار آماده بشه رفتیم یه گشت تو بخش زدیم...یه پسر 4 ساله ی افغانی بود که با داداشش دعواش شده بود ، داداشش چوب کرده بود تو چشمش و کشیده بود بیرون!!!آخ...طفلک نابینا شده بود اما عملش کرده بودن که چشمش ار اون حالت آش و لاش در بیاد!!!...بعد که مریض رو برای اعزام آوردن من و همراه مریض عقب آمبولانس نشستیم ، دوستم جلو...من اولین بارم بود که سوار آمبولانس می شدم!!!از خود راضی...مریضشون یه پیرزنه بود که دیابت و زونای چشمی داشت...دختر پیرزنه که زن میون سالی بود مدام ازم سوال می پرسید و در جواب هر سوال بهم یه شکلات می داد!!کلافه...اگر هم نمی گرفتم می گفت نترس مال مریض نیست ، تمیزه!!!...راننده مرام گذاشت تا دم خوابگاه رسوندم!!!تازه یه بار هم برام آژیر کشید حال کنم!!!دلقک...این هفته امتحان پاتولوژی دادیم...خیلی عالی بود...نقاشی های انگل شناسی و پاتولوژیم رو نکشیدم...بهداشت هم که این هفته امتحانشه نخوندم...چیزی یادم نمیاد دیگه!!...باقی بقای شما!!!قلب

پ.ن:جدول ترماتودها رو هم به صفحه ی نکات درسی اضافه کردم.

| جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | لارو پزشک نظرات () |

Design By : shotSkin.com