زندگی در پیش رو

<1>کسی واسه این که اینجانب دو کلام درس بخونم راهی بلده؟! آقا اعتماد به نفسمون چسبیده به سقف!!هر چی خودم رو به تیر و تخته و میز و صندلی می بندم که درس بخونم نمی شه!!!همه اش یه صدایی بهم می گه:عزیزم تو پارسال هم همش درس خوندی و هیچی از عیدت نفهمیدی!امسال به خودت برس دیگه خره!!!تازه شم تو که همه درسا رو بلدی!!!<علم لدنی که می گن یعنی همین!!>حیف هوا به این خوبی و قشنگی نیست؟!...ها؟؟...می گین چه کارش کنم؟!...بزنم دهنش رو پر خون کنم؟!؟

 

<2>آهان یادم رفت براتون بگم که بالاخره این سوسکی بیچاره رو بردم کاشان!!! آقا آدم اگه شانس نداشته باشه می شه همین دیگه! به جان خودم همه جور آشغالی تو این سلف به خورد ما می دن اما کسی رو از پا درنمی آره! زد و این بدبخت مسمومید!!!(البت فکر نکنید فقط اون بودها!!! آمار تلفات بالا بود!)بردیمش بیمارستان و حالا سِرُم و استفراغ<گلاب به روتون> و اینا...خب به من چه!!! ها؟...آقا آبرومون رفت دیگه !

<3>یه خبر خوب هم دارم (البته ربط منطقی ای به شما نداره! واسه شادمانی دل خودم عرض می کنم!)...این واحد تربیت بدنی واسه ما از آناتومی هم سخت تره!...آخه پدر آمرزیده 80 تا طناب تو یه دقیقه؟!؟...40 تا دراز و  نشست؟!...تو اصلاً روت می شه اینا رو به ما می گی؟!؟... خب البته ما که جستیم...رفتیم تو تیم والیبال و ...تربیت بدنی 20 می شه ان شاء الله...دو نقطه دی!!!...ورزشکار باش...حالیش رو ببر!...

 

پ.ن: راستی عیدتون مبارک!!!

| چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۸٦ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | لارو پزشک نظرات () |

Design By : shotSkin.com