زندگی در پیش رو

١: قرار گذاشته شده که هر استاجری یه کنفرانس بده...موضوع هم هر چی خودش خواست...من اولین نفرم که باید کنفرانس بدم...موضوعم رو سونوگرافی در مامایی انتخاب می کنم و تصمیم می گیرم سر راند یکی از اتندینگ که تو آمریکا دوره ی سونوگرافی گذرونده ارائه بدم...وقتی می خوام شروع کنم استاد می گه چه موضوع سختی انتخاب کردی؟...می گم دوست داشتم خودم هم یاد بگیرم...بعد از اینکه تموم می شه کلی تشویقم می کنه!...اسمم رو می پرسه و می گه که به نمره ی عملیم یک نمره اضافه می کنند...از شادی بال در می آوریم!!...فرداش مورنینگ که تموم می شه استاد مذبور می گه دیروز یکی از استیجرها یه کنفرانس خیلی خوب داد که به درد رزیدنتها می خوره و قرار می شه که این هفته من برم وایسم جلو جماعت اتندینگ، رزیدنت ها، اینترنها و استیجرها کنفرانس بدم!!!...نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت!...استرس دارم خب!!...

٢: یه جا هست تو بخش اسمش اتاق نوزادانه...بچه هایی که تازه به دنیا میان رو میارن اینجا وزن می کنن، واکسن می زنن، لباس می پوشونن و تحویل خونواده اشون میدن...آقا ما عاشق اینجاییم!!...هر وقت می ریم شرح حال بگیریم سر راه می ریم اتاق نوزادان!!...من آخر یکی از این بچه ها رو می دزدم!!...ببینید کی گفتم!!!...

٣: تا بحال سه تا سزارین دیدم...دوشنبه برای اولین بار زایمان طبیعی هم دیدم!...تولد یکی از زیباترین لحظه های طبیعته!!!...وقتی مادری رو می بینی که بلافاصله همه دردهاش یادش می ره و فقط و فقط می خواد بچه اش رو ببینه جداً اشکت در میاد!!!...خیلی باحال بود!!!...

۴: مشغول درس و مشق و المپیادیم کماکان!...خدا کنه امسال بهتر از پارسال باشم!!...

۵: این هفته اولین باره که باید بریم کشیک زنان...کاش خوب باشه!!

۶: فعلاً همین!...الکی بود اما در حد ثبت خاطره بود فقط!...شما بزرگوارید!!...

| جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ | لارو پزشک نظرات () |

Design By : shotSkin.com